
بسم الله الرحمن الرحیم ممد رفته حموم بعد میکروفونِ مدرسه بابا روورداشته گذاشته پشت درحموم وجلودهنِش می خونه :بغض یعنی دردایی کِ رسیدن به گلوووت بغض یعنی ک غرورت نذاره بریزن اشکات بغض بغض بغض ...چرت وپرتم وسطش میگه سردرنمی آرم:( آخ چشمای مهربون من قربونتون برم الان آب میزنم سوزندین/: ننه باباتشریف ندارن:(( هرچی میگم آشگال عبضییییییییی صدات توحموم همینجوری ام میاد عینِ صدای تراکتورمیمونه:(( میشه خفه شی؟ میگه یه کاری نکن عصبانی شم پامومیکنم توحلقت ا دستت راحت شم/: پ من چی جوری درس بخونم:(( الهی بمیرم واسِ خودم انقد مظلوم:(( درک میکنین حالا؟...
ادامه مطلب